تبلیغات
ツ Fυηηy Kρ☺ρ ツ - نویسنده جدید-heart beat
ツ ツ ツ
ツ Fυηηy Kρ☺ρ ツ
یکشنبه 31 خرداد 1394 :: نویسنده : kîღî
سلام سلاام سلاام به همگی!
خوب همونطور که از بالای پست پیداست اسمم کیمیه.
چون معتاد بستنی کیمیم.
امروز اولین تک شاتی رو که راجع به شاینی نوشته بودم میزارم.
اول مرسی از نرگس جون که منو تو وبش پذیرفت.
دوم مرسی از زهرا جون که زحمت فن آرتامو میکشه.


بعد از تمرین رقص برای آلبوم جدیدمون به اتاقم برگشتم.
قرار شد برای ی مدت مینهو به اتاق من بیاد و من جامو باهاش عوض کردم.
رو تخت مینهو که الان تخت من محسوب میشد نشستم.کمی روش بپر بپر کردم تا ببینم نرمیش چقدره.در تمام این مدت من زیر نظر تمین بودم.بهش نگاهی انداختم.
-تو چته دیگه؟
یه لبخند از اون لبخنداش حوالم کرد و گفت:
-هیچی اونیو هیونگ!
پشتش رو به من کردو گرفت خوابید.
از دست این بشر،مایه عذابه!
بعد از چند دیقه خوابم برد،اما دلیل ضربان قلبم رو نمیدونستم...
___________________________________
با صدای زنگ از خواب بیدار شدم و رفتم سمت آشپزخونه.
وسایلو آماده کردم تا برای تمین صبحونه درست کنم.چون اون کورن فلکس نمیخوره.
مشغول کارم شدم که دستایی از پشت دورم حلقه شد.
-هی...تمین ولم کن.
صدای خواب آلودی بهم جواب داد.
-هیونگ....ا..اا...از کجا...ا..فهم..فهمیدی من...منم؟
خندیدم و گفتم:
-جوجه من تورو میبردمت دستشویی میاوردمت،من میبردمت مدرسه میاوردمت،اونوقت نشناسمت؟
خمیازه ای کشید.
-هیونگ دوسِت دارم...
-منم.
چی؟گفت دوسم داره؟اه خاک تو سرت اونیو...این بچه بازیای اینو جدی نگیر.
-اونیو هیونگ؟!
-هان؟
-من میگم دوسِت دارم.
-خوب الان چیکار کنم برات؟
ماهیتابه رو رو گاز گذاشتم.
-نمیخوای منو ببوسی؟
حلقه دستاشو از دور کمرم باز کردم.
-مسخره نشو تمین.این چیزا رو بزار موقع فن سرویس ها بگو.
دوباره بغلم کرد و سرشو رو شونم گذاشت.
-اون موقع هم میگم الانم میگم...
وای خدا اونیو تو قلبت چی میگذره؟خامش نشو دوباره تا ابد دهر دستت میندازه.
لباشو رو گردنم کشید.
-اونیو هیونگگگ...
آهی کشیدم.
-تمین اذیت نکن.وگرنه توبیخت میکنم!
محکمتر بغلم کرد.
-چطور دلت میاد گربه کوچولوی نازتو توبیخ کنی؟
-وقتی کردم میفهمی!
سعی کردم که دستاشو باز کنم که سرشو به گونم رسوند و آروم بوسید.
دستام شل شد...خودمم شل شدم...چشمامو بسته بودم.
خوب،کم کم منم از این بازی خوشم اومده بود.
با صدای اغوا کننده ای در گوشم گفت:
-هیونگ نظرت تغییر نکرده؟
منم که دیگه اختیارم دست تمین بود نمیتونستم حتی یک کلمه حرف بزنم.
-هیونگگگ...منو نمیبوسی؟
همونطور که آروم آروم گردنمو مک میزد گفت.
تو فضا بودم...خیلی وقت بود که یجور دیگه دوستش داشتم و بهش نگاه میکردم...
سمتش برگشتم.نصف نیمه میدیدمش چون چشمام از لذت باز نمیشد.
صورت کوچولوش رو تو دستام گرفتم و سمت خودم کشیدم...
دستاشو دورم حلقه کرد.
-هیونگ جونم...
همین یک ترکیب دو کلمه باعث شد دیگه بعنوان یک لیدر باهاش رفتار نکنم.
محکمتر از همیشه بغلش کردم و بو/سیدمش...
-تمین...
-بله؟
-مال من میشی؟؟؟
-اوهوم...

-بیدار شووووو.....هیونگگگگ!!!!
از خواب پریدم.
-چیه؟ چی شده؟Sm اخراجمون کرده؟
تمین قیافش تو هم رفت.
-هیونگ ساعت هشته!پاشو هیونگ!
نمیدونستم از عالم خواب بیرون اومدم.
لبه تخت م نشسته بودم.
-تمین...
-بله؟
لحن جدیشم منو تحریک میکرد.
-مال من میشی؟
-بله؟؟!!!!!!
چند دیقه رو تو سکوت سپری کرد.
-هیونگ؟
-جونم؟
-هیونگ؟!!!
-جونم عزیزم؟
-هیونگ؟؟؟؟!!!!!
-جونم عشقم؟
-هیونگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
-جونم عسلم؟
-هیونگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
-دِ بنال دیگه!
لحنش شل شد و تو چشمام زل زد.
-هیونگ...آره...
.......
کی-هی مینهو کجا؟بیا قهوه ات سرد میشه!
مینهو-میرم ببینم این دو تا چشون شده؟چرا نیومدن!
جونگیهیون-بزار راحت باشن!
مینهو آه بلندی سر داد.
جونگهیون-الانه دااد بکشه...1...2...3...4
مینهو:
-شما دو تا چه غلطی میکنیددددد؟؟؟؟؟؟؟؟
جونگهیون-دیدی گفتم!




نوع مطلب : story، kpop، funny، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 1 مهر 1396 04:57 ب.ظ
Wonderful, what a website it is! This webpage gives useful
data to us, keep it up.
دوشنبه 27 شهریور 1396 04:33 ق.ظ
This is my first time visit at here and i am actually pleassant to
read everthing at alone place.
شنبه 14 مرداد 1396 02:05 ق.ظ
Hi, I think your blog might be having browser compatibility
issues. When I look at your blog site in Safari, it looks fine but when opening
in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, great blog!
جمعه 13 مرداد 1396 04:59 ب.ظ
I'm really impressed with your writing skills and also with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you modify it yourself?
Anyway keep up the nice quality writing, it's rare to see a great blog like this one these days.
شنبه 7 مرداد 1396 09:46 ب.ظ
Hello! This is my 1st comment here so I just wanted to give a
quick shout out and say I genuinely enjoy reading through your articles.

Can you suggest any other blogs/websites/forums that
deal with the same subjects? Thanks a ton!
جمعه 25 فروردین 1396 05:30 ب.ظ
I truly love your site.. Pleasant colors & theme. Did you
build this website yourself? Please reply back as I'm attempting to create my own website and
want to learn where you got this from or just what
the theme is called. Thank you!
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:02 ق.ظ
My partner and I stumbled over here from a different website and
thought I should check things out. I like what I see so now i am
following you. Look forward to looking at your web page again.
سه شنبه 15 فروردین 1396 10:34 ق.ظ
Hey very nice blog!
سه شنبه 15 فروردین 1396 08:35 ق.ظ
I don't know whether it's just me or if perhaps everybody else experiencing problems with your blog.
It seems like some of the written text within your content are running
off the screen. Can someone else please comment and
let me know if this is happening to them too?
This might be a issue with my internet browser because I've had this happen before.
Cheers
جمعه 11 فروردین 1396 08:57 ق.ظ
I have been browsing online more than 3 hours today, yet I never found any
interesting article like yours. It is pretty worth enough for me.
In my opinion, if all web owners and bloggers made good
content as you did, the internet will be a lot more useful than ever before.
پنجشنبه 25 تیر 1394 04:29 ب.ظ
جالب بود
ηαяGεs
یکشنبه 31 خرداد 1394 05:03 ب.ظ
kîღî
یکشنبه 31 خرداد 1394 05:02 ب.ظ
kîღî
یکشنبه 31 خرداد 1394 05:01 ب.ظ
خخخ اونجا ک اونیو گفت من میبرئمت دستشویی میاوردمت خیلی باحال بود
kîღî در حقش پدری کرده.
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:43 ب.ظ
خخخ اونیو رو تخت بپربپر میکرده:)))
kîღî
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:42 ب.ظ
عاقا عالی بووود
من عاشق این زوج اونته م...
اونیو خواب بود؟؟
چه خوابای خوفی میبینه
kîღî بچه خواباشم انحراف داره...
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:40 ب.ظ
عاااالیییی بوووود دستت درد نکنه
من باید از تو تشکر کنم که برای پیشرفت وب کمکم میکنی
kîღî خواهش عزیزم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام ب اینجا خیلی خیلی خوش اومدین
امیدوارم لحطات شاد و خوبی رو تو این وبلاگ داشته باشین
نظر فراموش نشه ♥♥♥
نویسنده هم می پذیریم ^_^

مدیر وبلاگ : ηαяGεs
نظرسنجی
بیشتر از همه از کیا آپ کنم؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :